آزادی و عدالت و حقوق مدنی و شهروندی با حمایت از سازماندهی نهادهای مدنی احزاب سیاسی مطبوعات آزاد. اعاده حقوق ملیت ها و اقلیت های قومی و مذهبی . و جایگزینی اراده جمعی بر اراده فردی. و در یک کلام در مسیر سبز "عشق"
وقتی به گذشته نگاه می کنم وبه زمان حال میرسم از خودم وجامعه خودم متعجب میشوم یعنی ما همان مردمییم ؟! ما همان مردمییم که انقلاب کردیم ؟! و اکنون در برابر این تورم افسارگسیخته واین همه تبعض و بی عدالتی سکوت کرده ایم؟!
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل سوم ) مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خویش ، رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی ، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه برطبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هرنوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار وبهداشت و تعمیم بیمه ، تامین خود کفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و... و مانند اینها هدف گذاری شده
سئوال این است که ما در سه ده گذشته چقدر به این اهداف رسیده ایم ؟! وهمین قانون اساسی آن بخش که منافع مردم را در برمیگیرد توسط کدام یک از ارکان حکومت باید اجراشود ؟! و چند سال دیگر باید صبر کرد؟! تا عملیاتی واجرایی شود ؟ وقتی تقریبا تمام مواد قانون اساسی که مربوط به حقوق مردم است نادیده گرفته میشود ؟چه باید کرد؟ سکوت ؟!
" شب اسطوره "
دورازهمه مردم شده ام ، درخودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام ، درخودم امشب
لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام ، در خودم امشب
در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شده ام ، در خودم امشب
باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام ، در خودم امشب
هم دانه دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره گندم شده ام ، در خودم امشب
از قیصرعزیز
امروز سالگرد کمپینگ یک میلیون امضائ برای برابری جنسی واحقاق حقوق انسانی مردم ایران است
در واقع اولین وبزرگترین گروه جامعه مدنی که برای از بین رفتن قوانین تبعض آمیز در جامعه تلاش میکنند
واز مجلس شورا میخواهند قوانینی وضع کنند: که انسان سالارانه باشد ؟ نه مرد سالارانه؟ باجامعه ونیاز های
امروزش منطبق باشد ؟ قوانین زمینی در جهت خدمت به مردم ورفع مشکلات مردم باشد ؟به زندگی خانوادگی
ارج بگذارد به تعبض ها خاتمه دهد ؟ قوانینی وضع کند تا به اختلافات فردی انسانها احترام بگذارد ؟ و.....
این خواسته چنان در مدت کوتاه همگانی شد که حکومت بدون استدلال در برابر چنین خواسته بحقی استاد
وکوشنده گان این راه را برهم زنندگان امنیت کشور ودستور گیرندگان از خارج و....نسبت دادند ومیدهند
در صورتی که پیش از هرکس وبیش از هرکس این حکومت است باید در این جهت بکوشد ؟!
این خواسته یک نیاز انسانی واجتماعی است یک تفکر جمعی وراهش گردن نهادن است نه دار ودرفش
گرامی میداریم این روز را تداوم میبخشیم این راه را تا رسیدن به یک جامعه مدنی بدون تبعض وآزاد
سلام بر آزادی سلام بر شما همراه شوعزیز همراه شو عزیز کین درد مشترک جدا جدا درمان نمی شود
پ.ن۱:خواسته های انسانی در همه جامعه های مشترک است چه خوشمان بیاد یانه؟ مثل:آزادی وصداقت
راستی محبت دوستداشتن صلح ....رفاه و...
همه جا خانه عشق است
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگربد تو برو خود را باش
هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هوشیار و چه مست
همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت
روزخبرنگار روز آزادی قلم واندیشه برتمامی آزادی خواهان جهان مبارکباد
وگرامی میداریم یاد وخاطره مبارزین شهید این راه را متداوم وپرره رو باد
توای برادرو خواهرم چرا؟ بامن در ستیزی؟!
چرا؟ میخواهی مرامطیع خود کنی؟!
چون مثل توفکر نمی کنم ؟
چون اززاویه دیدتو بزندگی نگاه نمی کنم ؟
ای خواهرو برادر من تورا دوست دارم .هرنو نگرش که داری یاهرروشی در
زندگی برای خود برمی گزینی
بیایید برای خوشنودی آنهایی که در جستجوی قدرت ، ثروت فخرند؟ باهم نجنگیم؟
همه مارا خدا آفریده است وخداوند همه انسانهاراآزاد آفریده است .
کسی بردیگری برتری ندارد مگربه پرهیزکاری که تجلی آن نیکی بدگران خدمت
کردن وعشق ورزیدن آزاد زیستن وآزاد بودن است.
پس به آزادی هم احترام بگذا ریم ، تا خداوند بین ما قضاوت کند .
حفظ حقوق دیگران از زیبا ترین اعمال انسان است .
پس این حق را بهم ازانی بداریم وبه آن عمل کنیم .
اگر بودن من موجب مرگ یا آزار دیگریست پس مرگ را با آغوش باز خواستارم .
انسان ، با قدرت دانش وعدل میتواند برتاریکی جهل و نادانی حاکم باشد .
پس سعی کن با دانش،خرد،عدل برعفریت نادانی ،جهل ،خرافات غلبه کنی تا عشق
،عدالت،اخلاص،را در دوستداشتن هم تجربه نماییم وبرفقرپیروزشویم ودر صلح
زندگی کنیم آمین
نیروی محبت، در اعماق قلبم کاشته می شودومن،آن را دروکرده گندمش را دسته دسته به گرسنگان می بخشم.
روحم به تاک زندگی می بخشد ومن،خوشه هایش را فشرده .شرابش را به تشنگان هدیه می کنم
آسمان،چراغم راازروغن پرمی کندومن،آن را بر آستانه پنجره ام می نهم تا غریبان را در تاریکی راهنماباشد
چنین می کنم چون زندگی ا م باآن هاست ،واگر سر نوشت بخواهد دستانم را بر هم گره بزند ومرا از این کارها باز دارد ، مرگ را آرزو خواهم کرد.
آیابامن همسفر خواهی شد...
من همسفری می خواهم همراه
وهمراهی می خواهم راهوار
سفری ازعشق تاجاودانگی
سفری ازامروز تاهر فردای نارسیده
سفری از خود تا معبود
وسفری از حضیض تااوج انسانیت
پ.ن.از ۹کتاب جبران خلیل جبران
تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد
واسه شكستن يه دل
فقط يه لحظه وقت مي خواد.
اما واسه اينكه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي...
ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمت بندازي ،
ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكتروبگيري كه با رفتن بعضي ها از چشمت جاري
ميشه ...
میشه....ولی....